داغ از نوعی که من دیدم تو را دق می دهد
«او» که اخمت را گفت و خنده تقدیم تو کرد
آه را می گیرد از من جاش هق هق می دهد
برگ هایم ریخت بر روی زمین؛ یعنی درخت
خود به مرگ خویشتن رای موافق می دهد
چشمهایت یک سوال تازه می پرسد ولی
چشمهایم پاسخت را مثل سابق می دهد
زندگی توی قفس یا مرگ بیرون از قفس ؟
دومی ! چون اولی دارد مرا دق می دهد
از : کاظم بهمنی
نشدنی ها...ما را در سایت نشدنی ها دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد
بازدید: 102